نسیم وصل
چهارشنبه 8 خرداد 1392

 علی کسی است که کوثر از او سبو دارد

جهان نظام خودش را فقط از او دارد

فقط به خاطر حب و ولایت مولاست

اگر بهشت خداوند رنگ وبو دارد

علی کسی است که عالم گدای قنبر اوست

اگر چه گوشه پیراهنش رفو دارد

برای اینکه علی پا به سینه اش بنهد

خداست شاهد من کعبه هم وضو داد

علی کسی است که هر شب کنار سجاده

بدون واسطه با دوست گفتگو دارد

ولادتش هدف کعبه را مشخص کرد

زخاک پای علی کعبه آبرو دارد

علی که پشت نبردش زره نمی خواهد

اگر چه لشگری از سنگ روبرو دارد

رسید آنکه خدا کعبه را به او بخشید

گه ولادت او کعبه مدتی خندید



رسید حیدر و این خاک نورباران شد

به یمن آمدنش عالمی مسلمان شد

همین که در وسط کعبه او تولد یافت

گل خدا شد و کعبه به پاش گلدان شد

تمام گرمی بازار حسن یوسف بود

پس از علی چقدر نرخ یوسف ارزان شد

علی قدم زد وخورشید زیر پای علی

زخاک سرزده وآفتاب گردان شد

امام کعبه رسید وبه یمن آمدنش

سرود روی لب مصطفی علی جان شد

برای آمدنش کعبه پیش دستی کرد

وسینه چاکی او زودتر نمایان شد

اگر چه قنبر او پادشاه قلب من است

ولی گدای علی هر که گشت سلمان شد

لبش که واشد وذکر خدا به لب آورد

زمین نه عالم هستی بهشت عرفان شد

علی امام من است ومنم غلام علی 

علی برای تمامی خلق سلطان شد

به نام شیر خدا لااله الا الله

پس از رسول مکرم علی ولی الله


ولای شیر خدا آخرش ثمر دارد

چراکه حب علی روی دل اثر دارد

تمام لشگر دشمن به خاک میریزند 

اگر اراده کند ذوالفقار بردارد

تمامی غزوات رسول شاهد بود

میان لشگر اسلام علی جگر دارد

زضربه های سر ذوالفقار معلوم است

یدالله است علی واقعا هنر دارد

علی نیاز به خود وزره نخواهد داشت

چرا که از پروبال ملک سپر دارد

اگر شکست نخورده زجنگ برگشته

دعای فاطمه اش را به پشت سر دارد

شجاعتش به کنار او معلم فضل است

به این دلیل که مثل حسن پسر دارد

زچشم او همه عرش نور می گیرند

چراکه دامن او حضرت قمر دارد

بگو به مردم عالم بیاورد یکبار

شبیه زینب او کسی اگر دارد

حسین اوست بهشتم تمام زندگیم

من از گدایی مولا در اوج بندگیم


من از قدیم به این خانواده عبد درم

فدای محسن او صدهزار چون پسرم

تمام هستی خود را فروختم دیروز 

که نذر آمدنش قد کعبه گل بخرم

دوباره زائر میخانه نجف شده ام

فتاد بار دگر سوی صحن او گذرم

به خاطر همه چیز از خدام ممنونم

که یاعلی است نمازم دعای هر سحرم

بدون راه نجاتی به برکت مولا

خدا گواست در آماج کوهی از خطرم

گه ولادت من با طنین یا حیدر

گره زده دل من را به صحن او پدم

امام حضرت زهرا امیر ملک ولا

فدای این همه لطف وصفات چشم ترم

شبی که بر لب من ذکر حیدری دادند

همین که گفتم علی حکم نوکری دادند

مهدی نظری



نوع مطلب : امیر المومنین(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
بانك اشعار روضه
پاسخ شما :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic