نسیم وصل
پنجشنبه 30 خرداد 1392

 

هر جا سخن از خاک دری هست، سری هست

 

هر جا تب عشق است، دل در به دری هست

 

دیروز گدایان همه دنبال تو بودند

 

هر جا که شلوغ است یقیناً خبری هست

 

اجداد من از دیر زمان عاشق عشقند

 

دیدید که در طینت ما هم هنری هست

 

بازار مرا با قدمت گرم نکردی

 

یک چند غلامی که بیایی ببری هست

 

در غیبت شه روی به شهزاده می آرند

 

صد شکر که در خانه ی آقا، پسری هست

 

هر جا قد و بالای رشیدی ست، یقیناً

 

دنبال سرش نیم نگاه پدری هست

 

یا حضرت ارباب، دمت گرم و دلت شاد

 

یا حضرت ارباب کرم، خانه ات آباد

 

داریم همه محضر تو عرض سلامی

 

تو شاهی و ما نیز هر آن چه تو بنامی

 

تا خانه ی آباد شما بنده پذیر است

 

ویرانه ترینم نکنم میل غلامی

 

ای قامت قد قامت تو عین قیامت

 

قربان قدت صد قد و بالای گرامی

 

تشخیص تو سخت است علی یا که رسولی؟!

 

پس لطف بفرما و بفرما که کدامی؟

 

تو مستحب الطاعه ترین واجب مایی

 

هر چند امامت نکنی، باز امامی

 

هر کس که هوای پدری داشته باشد

 

با عشق تو باید پسری داشته باشد

 

 

 

انگار رسول است، نمایی که تو داری

 

انگار بتول است، صدایی که تو داری

 

بد نیست که هر روز عقیقه بنمایی

 

با این قد انگشت نمایی که تو داری

 

باید که برای تو کرم خانه بسازند

 

از بس که زیاد است گدایی که تو داری

 

از شش جهت کعبه دل لطف تو جاری است

 

از سفره ی پر جود و سخایی که تو داری

 

تو آن قدر از خویشتن خویش گذشتی

 

که منتظر توست، خدایی که تو داری

 

فردای قیامت به خدا خوب ترینند

 

در بین شهیدان، شهدایی که تو داری

 

کاری نکن ای دوست مرا از تو بگیرند

 

بگذار که عشاق به پای تو بمیرند

 

ای سیر کمالات همه تا سر کویت

 

ای آب حیاتم، نمی از آب وضویت

 

ابن الحسنت گفته حسین بس که کریمی

 

مانند حسن جود بود عادت و خویت

 

عالم همه حیران ابوالفضل و حسینند

 

ماتند ابوالفضل و حسین از گل رویت

 

پایین قدم های حسین جای کمی نیست

 

جا دارد اگر غبطه خورد بر تو عمویت

 

این قدر مزن آب به سرخی لب خود

 

حیف است که پیچیده شود این همه بویت

 

حیف از تو مرا عبد و غلام تو بدانند

 

باید که مرا عبد غلامان تو خوانند

 

ای زاده ی زهرا! جگرت می رود از دست

 

امروز که دارد پسرت می رود از دست

 

ای کاش که بالای سرش زود بیایی

 

گر دیر بیایی ثمرت می رود از دست

 

بد نیست بدانی؛ اگر از خیمه می آیی

 

با دیدن اکبر کمرت می رود از دست

 



نوع مطلب : علی اکبر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
بانك اشعار روضه
پاسخ شما :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic