تبلیغات
نسیم وصل - یادگار کربلا
 
نسیم وصل


کسی که کودکی اش راس ساعت سر بود

رسیده بود به حرفی که حرف آخر بود

تمام خاطره ی کودکی این آقا

پر از حضور غریب گلو و خنجر بود

ز کودکی خودش تا خودِ همین حالا

همیشه منتظر مردِ آب آور بود

تمام غصه اش این بود که گلوش چرا

بزرگ تر ز گلوی علی اصغر بود؟

تو یک طرف همه ی علم یک طرف اما

چگونه بود که این کفّه ها برابر بود؟؟؟

همین که زهر اثر کرد مرد با خود گفت

هشام هر چه که بود از یزید بهتر بود

مهدی رحیمی



نوع مطلب : امام باقر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 25 شهریور 1396 02:40 ب.ظ
Valuable information. Fortunate me I discovered your web site by chance,
and I'm surprised why this twist of fate did not took place in advance!

I bookmarked it.
جمعه 25 فروردین 1396 06:09 ب.ظ
Superb, what a weblog it is! This website presents helpful data to us, keep it up.
یکشنبه 20 فروردین 1396 08:13 ب.ظ
It's very easy to find out any matter on web as compared
to books, as I found this post at this website.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
بانك اشعار روضه
پاسخ شما :