تبلیغات
نسیم وصل - مطالب دی 1391
 
نسیم وصل
فاطمه آیینه زلال علی بود

عکس جمالیه جلال علی بود



فاطمه نه سال اول نفسش هم

مال پیمبر نبود مال علی بود


هیچ نیازی به قرب عرش ندارد

فاطمه دیدن خودش کمال علی بود


مثل پیمبر یکی دو مرتبه، نه! نه!

بوسه به دستش زدن روال علی بود


نیست تعجب اگر ذوالفقار را بفروشد

فاطمه شمشیری از جلال علی بود


شیر خدا دست نزد به پختن غیری

سفره زهرا فقط حلال علی بود


تار شد و کم نشد تلاءلو نورش

فاطمه خورشید لم یزال علی بود


خورد زمین و بلند کرد علی را

با پرو بال شکسته بال علی بود



گفت که بارم امانت است نیفتد

بسکه به فکر علی و آل علی بود





علی اکبر لطیفیان

نوع مطلب : حضرت زهرا(س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ناز از بهر دوای یار ما باید کشید

در طریقت زحمت بسیارها باید کشید

یار ما بد نیست از ما یک ملاقاتی کند

گه کریمان را به بالین گدا باید کشید

در مسیر دلبر ما چشم پاکی واجب است

گر نظر خورد انتقام از چشم ما باید کشید

نیست توجیه قبولی دیدگان خشک را

از میان چاه گاهی آب را باید کشید

وقت روضه زودتر از هرچه باید گریه کرد

سفره که آماده شد فورا غذا باید کشید

رفته رفته وقت ما دارد به پایان می رسد

تا که عمری هست ناز یار را باید کشید

الدوا عندالحسین و الشفا عندالحسین

بهر درمان یافتن دست از دوا باید کشید

روبه قبله کردن ما بین قبر انصاف نیست

صورت ما را به سمت کربلا باید کشید

عاشقان بی کفن ها با کفن بیگانه اند

بعد مردن روی ما یک بوریا باید کشید

لطیفیان



نوع مطلب : امام حسین(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 20 دی 1391
از لطف التماسِ صداهایِ آهوان

بی گریه هم گرفت دعاهایِ آهوان

آهو زیاد محضر معشوق می رود

پس وصلمان كنید به پاهایِ آهوان

یك عده ای شدند گدا كلبِ كهف را

ما نیز می شویم گداهایِ آهوان

نانم حرام میل كبوتر شدن كنم

وقتی كه هست حال و هواهایِ آهوان

صورت گذاشتن به كفِ پات واجب است

آن هم در آستانِ خداهای آهوان

صیاد نیز پایِ تو را بوسه می زند

با ذكر یا امام رضاهایِ آهوان

آهو شدیم پس كرمت را نشان بده

مثل همیشه آن حرمت را نشان بده



نوع مطلب : امام رضا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
داغی اگر نبود که گریان نمی شدیم

لطفی اگر نبود مسلمان نمی شدیم

یا ایّها الرّسول بدون دعای تو

از پیروان عترت و قرآن نمی شدیم

یا این که گوشه چشم اباالفضل تو نبود

ما از تبار حضرت سلمان نمی شدیم

بی حب خاندان تو در خانه ی کرم

جایی نداشتیم و مهمان نمی شدیم

ما امت توایم و علی هم کنار توست

آیینه ات نبود نمایان نمی شدیم

ما پای غربت نوه هایت نشسته ایم

ور نه شبیه نم نم باران نمی شدیم

هم ناله های امشب مولای امتیم

ما سوگوار رحلت بابای امتیم

در جان مسلمین چو آذر گذاشتند

بر جان شیعیان دو برابر گذاشتند

آه از نهاد اهل ولایت بلند شد

بر سینه تا که داغ پیمبر گذاشتند

آقای من بزرگ قبیله ز داغ تو

بر روی خاک عرصه ی محشر گذاشتند

هستی گریست تا نوه هایت رسیده و

با گریه روی سینه ی تو سر گذاشتند

تو باغبان امتی و جای اجر تو

یک شاخه یاس را وسط در گذاشتند

با رفتنت مصیبت زهرا شروع شد

داغ پسر به سینه ی مادر گذاشتند

در کوچه ها غرور علی را کسی شکست

در کوچه بود فاطمه روی زمین نشست

مسعود اصلانی



نوع مطلب : پیامبر اکرم (ص)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دیگر طبیب بر سر بالین نیاورید

بالینِ من حسین و حسن را بیاورید

این شرحِ صدر، مرهمِ جان کَندَنِ من است

از سینه ام حسینِ مرا از چه می برید؟

ای نور دیدگانِ من این گونه بی قرار

امروز بر رسول گریبان چه می درید؟

روزی رسد که هر دو جگر پاره می شوید

با این که در بهشت شما هر دو سرورید

بوسه اگر به روی لبان شما زنم

روزی ز تشتِ خون، جگر، سر بر آورید

زهرای من! تو اِذنِ دخولِ اَجَل بده

زیرا خدا به غیر تو کوثر نیافرید

او که دری به غیرِ درِ خانه اَت نزد

داند خدا مرا به ولای تو پَروَرید

تا می شود، حبیبۀ من پشت در نرو!

زود است، استغاثه کنان پشت این درید

ای دشمنان فاطمه از من حیا کنید!

بعد از پدر چه بر سر این دختر آورید

دور مرا کسا، بگیرید دخترم!

آخر شما تمامِ امید پیمبرید

بنشین علی! که خوب به رویت نظر کنم

آری خدا جمال تو از خویش آفرید

نعش مرا شبانه چو غسل و کفن کنی

مخفی ز بی کفن کَفَنم را بیاورید

حالا که من وصیّت یک عمر می کنم

کاغذ قَلم برای نوشتن بیاورید

محمود ژولیده



نوع مطلب : پیامبر اکرم (ص)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 20 دی 1391

دیری است زمین به سوی دیگر رفته است

از دایره مدار خود در رفته است

با دیدن قبر خاکیش فهمیدم

مظلومیت حسن به مادر رفته است


محدوده غمهای تو نامعلوم است

ما هر چه سروده ایم نامفهوم است

یک قافیه تنها به دلم می چسبد

آن قافیه هم مثل خودت مظلوم است




نوع مطلب : امام حسن مجتبی(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

حرف ناگفته چشمان ترش بسیار است

اشک او راوی یک عمر غم وآزار است

روز وشب گریه کن روضه یک مسمار است

قلب او زخمی از ضرب در ودیوار است

داغهایی که کشیده است همه معروف است

پس ببخشید اگر روضه من مکشوف است


در نماز شب و هنگام دعا می گرید

صبح با گریه او باد صبا می گرید

یاد آن کوچه و بی چون وچرا می گرید

بعد چل سال به یادش همه جا می گرید

قصد این بار من از شعر که آقا بوده

قسمت انگار کمی روضه زهرا بوده




نوع مطلب : امام حسن مجتبی(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
بانك اشعار روضه
پاسخ شما :