تبلیغات
نسیم وصل - مطالب امام سجاد
 
نسیم وصل

وارث حیدر کرار منم

باعث خواری کفار منم

خطبه ام مثل علی غوغا کرد

کوفیان را همگی رسوا کرد

تیغ بران سخن در دستم

از تبار علویون هستم

من که در دام بلا افتادم 

یوسف کرب وبلا سجادم

گرچه من وارد میدان نشدم

دست بر قبضه طوفان نشدم

مانده بودم که شوم یار حرم

مثل عباس علمدار حرم

زخم این سینه مداوا نشود

گره بسته ما وا نشود




نوع مطلب : امام سجاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بیاور با خودت نور خدا را

تجلی های مصباح الهدی را

به پاکن کربلایی در دل ما

تو که تا شام بردی کربلا را


به پاشد شور محشر خطبه می خواند

به خود لرزید منبر خطبه می خواند

شکوهش کوفه را در هم فرو ریخت

همه گفتند حیدر خطبه می خواند


غروب قافله یادت نمی رفت

صدای هلهله یادت نمی رفت

گلو و چشم وقلبت سوخت عمری

سه تیر حرمله یادت نمی رفت

یوسف رحیمی



نوع مطلب : امام سجاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

درد بسیار مداوا گریه

ارث جامانده زهرا گریه

روزها ناله و شبها گریه

آب میخورد ولی با گریه

گریه بر آب وضویش میریخت

خون دل بر سر ورویش می ریخت


گریه بر شاه شهیدان خوب است

گریه بر کشته عریان خوب است

گریه بر دامن طفلان خوب است

گریه بر آن لب ودندان خوب است

خواسته هر سحرش گریه کند

خواسته بر پدرش گریه کند


گریه بر ناله آن مادرها

گریه بر گریه آن دخترها

گریه بر غارت انگشترها

گریه بر واشدن معجرها

رنگ مهتاب زمینش میزد

دیدن آب زمینش میزد





نوع مطلب : امام سجاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

من را به جرم عاشقی یار می برند

با این تن پر از تب بیمار می برند

این روزگار عجب بی حیا شده است

آل رسول را سر بازار می برند

رفتار می کنند به طرزی که گوییا

در خیل مسلمین صف کفار می برند

زهر جفا نشد به خدا قاتلم که من

دیدم که عمه را چه به آزار می برند

با ضربه پیاپی سیلی به دختران

مارا به یاد کوچه و دیوار می برند

با تازیانه عمه من را که می زنند

گویا که فاطمه سوی مسمار می برند

همراه تو سرم به روی نیزه بود کاش

اینجا مرا اسیر وگرفتار می برند

این مرگ ذره ذره من شد ببین مرا

همراه نیزه دار علمدار می برند

این درد تا ابد به دلم ماندنی شده

مارا به بزم قاتل می خوار می برند

ممنونم از تو زهر جفا مرهمم شدی

امشب مرا زیارت دلدار می برند

مهدی رحماندوست



نوع مطلب : امام سجاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 19 شهریور 1391


وقتی رسید قافله در مجلس یزید

بالا گرفت قائله در مجلس یزید


اشک سر بریده در آمد که پاگذاشت

زینب میان سلسله در مجلس یزید


زینب رسید و دورو برش جمع خسته ای

با پای پر ز آبله در مجلس یزید


داغ رباب تازه شد آن لحظه ای که دید

بالا نشسته حرمله در مجلس یزید


با کینه ای به قدمت تاریخ ، کفر داشت

با دین سر مقابله در مجلس یزید


دفها بروی دست و کل میکشید مست

مطرب میان هلهله در مجلس یزید


بزم شراب بود و چه کردند پای تشت

رقاصه ها پِیِ صِله در مجلس یزید


ای وای ، بین جام شراب و سر امام

چندان نبود فاصله در مجلس یزید


چوب حراج بر لب و دندان که خورد ، سر

شد با خدا معامله در مجلس یزید


بالا که رفت چوب ، سه ساله بلند شد

صبرش نداشت حوصله در مجلس یزید


میخواست معجر از سر خود وا کند مگر

برهم خورد معادله در مجلس یزید


چشمش به عمه خورد و وقار و صبوریش

لب بست دیگر از گله در مجلس یزید


نفرین نکرد و زخم دلش بی نصیب ماند

از مرهم مباهله در مجلس یزید


شد اشک چشم ، بغض و بدل کرد اینچنین

آتش فشان به زلزله در مجلس یزید


صحبت که از خرید و فروش کنیز شد

افتاد باز ولوله در مجلس یزید


خون خورد زینب و جگرش پاره پاره شد

از دست إبن آکله در مجلس یزید

 



نوع مطلب : امام سجاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
بانك اشعار روضه
پاسخ شما :