تبلیغات
نسیم وصل - مطالب امیر المومنین(ع)
 
نسیم وصل
پنجشنبه 2 آبان 1392

شعر من از کرم اوست که ارزش دارد

این جهان از قدم اوست که ارزش دارد

هیاتم با علم اوست که ارزش دارد

خادمی حرم اوست که ارزش دارد

باز مست از می صهبای غدیرم کردند

عمری است بر این خانه اسیرم کردند


 خواستم مدحیه های علوی بنویسم

عامیانه ولی بین المللی بنویسم

خواستم از دم عشق ازلی بنویسم

در دل خود صدو ده بار علی بنویسم

مرتضی کیست که عالم همه دیوانه اوست

این چه شمعی است فقط فاطمه پروانه اوست




نوع مطلب : امیر المومنین(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 8 خرداد 1392

 علی کسی است که کوثر از او سبو دارد

جهان نظام خودش را فقط از او دارد

فقط به خاطر حب و ولایت مولاست

اگر بهشت خداوند رنگ وبو دارد

علی کسی است که عالم گدای قنبر اوست

اگر چه گوشه پیراهنش رفو دارد

برای اینکه علی پا به سینه اش بنهد

خداست شاهد من کعبه هم وضو داد

علی کسی است که هر شب کنار سجاده

بدون واسطه با دوست گفتگو دارد

ولادتش هدف کعبه را مشخص کرد

زخاک پای علی کعبه آبرو دارد

علی که پشت نبردش زره نمی خواهد

اگر چه لشگری از سنگ روبرو دارد

رسید آنکه خدا کعبه را به او بخشید

گه ولادت او کعبه مدتی خندید




نوع مطلب : امیر المومنین(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 30 اردیبهشت 1392

قسمتم نیست بال وپر بدهند

به من از آن طرف خبر بدهند

جگرم را وسط گذاشته ام

به همه گفته ام نظر بدهند

به خدا گریه می کنی تا صبح 

شرح حال مرا اگر بدهند

من از این در نمی روم هر چند

جای این در هزار در بدهند

چندتا مثل من خبر داری؟

پای تو حاضرند سر بدهند

دردسر مایه کمالات است

نذر کردیم دردسر بدهند

ای امیرنجف به نفعت نیست

عاشقانت اگر ضرر بدهند

دردودل کردن تو را اغلب 

به گدایان خون جگر بدهند

خاک پای تو قیمتش عرش است

پس نباید به جاش زر بدهند

چه کسی دیده هفت عالم را 

همه اش را به یک نفر بدهند




نوع مطلب : امیر المومنین(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

پادشاه دل رعیت بود

پادشاهی که پایتخت نداشت

عزت و شوکتش الهی بود

احتیاجی به تاج وتخت نداشت


پادشاهی که درد مردم داشت

لحظه ای خاطری فراخ نداشت

سلطنت بنده مرامش بود

پادشاهی که قصر وکاخ نداشت


هرکه آمد اسیر زلفش شد

هرکه آمد خیال رفت نداشت

عالمی ریزه خوار فضلش بود

پادشاهی که چاه نفت نداشت


پادشاهی که نان جو میخورد

به غلامان نگاه رافت داشت

پادشاهی که پینه زد دستش

کندن چاه بس که زحمت داشت


با اسیر وفقیر ودرمانده

بهتر از دوست گفتگو می کرد

تازه با اینکه قنبری هم داشت

جامه اش را خودش رفو می کرد


پادشاهی که از شجاعت هاش 

هر سپاهی عظیم می لرزید

کیسه بر دوش نیمه شب می رفت

چون ز آه یتیم می ترسید


حرفی از فرش آن چنانی نیست

به حصیری علی قناعت کرد

دشمن و دوست تا ابد گویند

با عدالت علی خلافت کرد


ماجرای عقیل در تاریخ

سند محکم عدالت هاش

مثل خاری به چشم اعراب است

با عجم الفت و رفاقت هاش


هرچه داریم از علی داریم

عزتی هست اگر علی داده

گندم ری حرام منکرهاش

برکتی هست اگر علی داده


کاش ما از علی بیاموزیم

که سیاست دغل نمی خواهد

تا علی هست مملکت داری

این همه راه حل نمی خواهد


راه و رسم حکومتش میگفت

به دروغ وریا نیازی نیست

اصل جنگ جمل سر این بود:

که علی اهل حزب بازی نیست


به علی پشت کرد ورفت که رفت

در سرش هرکه فکر آتیه داشت

غربت وبی کسی سزای علی است

وام های کلان معاویه داشت

وحید قاسمی






نوع مطلب : امیر المومنین(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
قسمتم نیست بال و پر بدهند
به من از آن طرف خبر بدهند

جگرم را وسط گذاشته ام
به همه گفته ام نظر بدهند

به خدا گریه میکنی تا صبح
شرح حال مرا اگر بدهند

من از این در نمیروم هرچند
جای این در هزار در بدهند

چند تا مثل من خبر داری؟؟؟!!!
پای تو حاضرند سر بدهند

دردسر مایه ی کمالات است
نذر کردیم دردسر بدهند

ای امیر نجف به نفع تو نیست
عاشقانت اگر ضرر بدهند

درد و دل کردن تو را اغلب
به گدایانِ خون جگر بدهند

خاک پای تو قیمتش عرش است
پس نباید به جاش زر بدهند

چه کسی دیده هفت عالم را
همه اش را به یک نفر بدهند

نوع مطلب : امیر المومنین(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ای نور جلی ذکر خفی ادرکنی

ای دست خدای ازلی ادرکنی

تو دست خدایی ومن افتاده زپای

یا حضرت مرتضی علی ادرکنی



نوع مطلب : امیر المومنین(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 10 آبان 1391

خواستم عشق را نظاره کنم

چشمها را پراز ستاره کنم

خواستم تا که از شب شعرم

قطعه ای نذر جشنواره کنم

عشق گفتا که نذر نام علی

صدوده بار استخاره کنم

گرکه شعری قشنگ میخواهم

به علی بیشتر اشاره کنم

میشود با حروف نام علی

وزن اشعار را اداره کنم

جای دارد به وصف این آقا 

هرچه میبینم استعاره کنم

گرچه اینها به ما نمیگنجد

بحر در کوزه ها نمیگنجد


هرصفا با علی صفا دارد

هر کسی با علی خدا دارد

روی قلب ستاره بنویسید

مثل آقای ما کجا دارد

چه کسی جز امام اول ما

پسرش شهر کربلا دارد

وقت معراج جز علی چه کسی 

جا به دوش فرشته ها دارد

یا کدامین بزرگ در دنیا

دور خود اینقدر گدا دارد

هرچه دارد مسیح مریم از

خاک نعلین مرتضی دارد

عشق اگر عشق هم بود تنها 

با ولای علی بها دارد

آیت والی الولی مددی

صدوده بار یاعلی مددی


صاحب رودخانه کوثر

دست پرورده اش بود بوذر

آن امامی که در زمان نماز

میدهد در رکوع انگشتر

آن که در لابلای جنگ احد

با نود زخم میکند محشر

آن بزرگی که کار کوچک او

کندن چارچوبه خیبر

آن جوانی که عبدود ها را 

با یکی ضربه میکند بی سر

ذکر هر پهلوان به میدانها

اسدالله یا علی حیدر

دافع سیئاتمان حیدر

عجلو بالصلاتمان حیدر


کاش میشد خطابمان بکند

با نگاهی شرابمان بکند

کاش میشد ابوتراب جهان

زیر پایش ترابمان بکند

تو دعا کن نیاید آن روزی

که بخواهد جوابمان بکند

ما گناه کبیره ایم اما

کاش آقا صوابمان بکند

ما گروه دعای نامقبول

باید او مستجابمان بکند

کاش میشد که خون ما ریزد

در ره عشق آبمان بکند

یا علی یا مسبب الاسباب

مارعیت فقط شما ارباب


ای وجود تو برکت عالم

ای منا ای صفا و ای زمزم

افتخار عشیره حوا

ایلیای قبیله آدم

ذکر نام تو را خدای ودود

مینویسد به حلقه خاتم

بربلند ستیغ عاشورا

زده عباستان فقط پرچم

کاش میشد مرا نگه داری

مثل مقداد وقنبر ومیثم

عارفم یا علی مدد گویم

ذکرتان را الی الابد گویم

علی زمانی



نوع مطلب : امیر المومنین(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
بانك اشعار روضه
پاسخ شما :