تبلیغات
نسیم وصل - مطالب امام زمان
 
نسیم وصل
سه شنبه 29 مرداد 1392

کسی کو با تو صحبت کرده باشد؟

ز تو یک یادگار آورده باشد؟

میان همرهان آیا کسی هست

که زائر بر رخ بی پرده باشد؟


مسوزان با نگاهت حاصلم را

بخر عمر سراسر باطلم را

همه با تو رفیق ومن زتو دور

مسوزان این دلم را،این دلم را


دلم جز وصل تو خواهش نداره

ببین حال دلم پرسش نداره

اگر دل خونه غیر از تو باشه

خدا داند دگر ارزش نداره


امان از بلبل بی آشیانه

ندارد ذوق آواز وترانه

بیا ای گل به دامانت نهم سر

مگیر اینقدر از دستم بهانه


کسی جز تو مرا یاور نباشه

کسی فکر من مضطر نباشه

کسی صبر تو مولا را نداره

به جز تو سایه ای بر سر نباشه


دلم با تو فقط آسوده باشه

که بی تو زندگی آلوده باشه

تموم عمرمو خرج خودت کن

وگرنه عمر ما بیهوده باشه


جمال تو تماشا دارد ای یار

به قلب ما تسلی دارد ای یار

ظهورت را زحق زهرای اطهر

شکسته دل تمنا دارد ای یار


رسد آیا زمانی نازنینم

که پهلوی تو مولایم نشینم

تو مشغول عطا بر سائلان باش

که من آسوده رویت را ببینم


نمیدانم چه می خواهی زجانم

که من گم کرده راهی ناتوانم

نیم من لایق اینگونه رفتار

مکن شرمنده ام ای مهربانم


تموم آرزوم دیدار یاره

دل دیوونه ام بیمار یاره

همه امیدم از ماندن همینه

ببینم این دلم بیمار یاره


بیا بالانشین پابر سرم نه

به پای خود صفا بر پیکرم نه

بیا ای نور چشم پاک زهرا

قدم بر روی چشمان ترم نه




نوع مطلب : امام زمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 10 اسفند 1391

بی قیمتم وجز تو خریدار ندارم

گیرم بخرندم به کسی کار ندارم

گیرم دو جهانم نپسندد تو پسندی

من جز تو کسی در دو جهان یار ندارم

من دست تهی دارم و تو دست نوازش

تو باغ گلی من که به جز خار ندارم

در باغ جنان هم به هوای تو کنم رو

محتاج گلم کار به گلزار ندارم

من مشتری یوسف و دردست کلافی

جز رشته دل بر سر بازار ندارم

ای آنکه غمت ناز فروشد به دوعالم

دریاب که من غیر تو غمخوار ندارم

بگذار بخندندو بگریند و ببندند

دیوانه ام وبیم زآزار ندارم

آرند همه هدیه برای تو و من هم

جز دیده گریان ودل زار ندارم

این قامت خم گشته واین کوه معاصی

پیش کرمت خوشتر از این بار ندارم

من میثم ودر پیروی از میثم تمار

جز دار غم عشق شما دار ندارم

حاج غلامرضا سازگار




نوع مطلب : امام زمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

تا دلم در حرم قرب تو یابد راهی

آتشی زن که برآید زوجودم آهی

سفر از خویش نکردم که رهم دور افتاد

ورنه تا کعبه وصل تو نباشد راهی

دل هر جایی وآلوده وبیمار مرا

نیست جز خاک شهیدان تو درمانگاهی

تو به یک کاه دوصد کوه گنه می بخشی 

من بیچاره چه سازم که ندارم کاهی

گرشود عمر شبی با توام ان شب گذرد

صبح فریاد برآرم چه شب کوتاهی

چه شود نیمه شب از خواب کنی بیدارم

که برآید زلبم ناله یا اللهی

پشت بشکسته و پا خسته و چشمم بسته

راه پر پیچ و خم وگام به گامم چاهی

ای شب و روز ومه وسال به یادم چه شود

من غافل زتو هم یاد تو باشم گاهی

به جز از تو که کشی ناز گنه کاران را

نشنیدم که کشد ناز گدا را شاهی

هر طرف روی نهد روی تو بیند میثم

آسمان دل او جز تو ندارد ماهی

غلامرضا سازگار



نوع مطلب : امام زمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


زمین دامنم از ابر دیده مرطوب است

بیا که حاصل این کشتزار مرغوب است

مرا خلاص کن از سال های غیبت خود

مگر تحمل من مثل صبر ایوب است

اگر چه روی سیاهم، به کار می آیم

برای طیّ زمستان، زغال هم خوب است

اگر دروغ بگویم غذای گرگ شوم

مقام پیرهنت چشم های یعقوب است

عصای معجزه ها مار می شود با تو

کسی که بی تو نخشکد شقی تر از چوب است

همیشه ابر ز خورشید رنگ می گیرد

به هر کجا بروی این صحیفه زرکوب است

حجت الاسلام جعفری




نوع مطلب : امام زمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 3 مهر 1391


تا این که هست در همه جا رفت و آمدت

من مانده ام به پیچ و خم روز موعدت

سالی یکی دو مرتبه یاد تو می کنیم

آن هم به روز غیبت و روز تولدت

تو پیش مایی و همه آواره ی توئیم

غافل از این که گنج دل ماست مقصدت

بعد از هزار و صد و چندین سفر فراق

گویا هنوز تک رقمی مانده سیصدت

ای احمد و علی و حسین و حسن چه شد

ممنوع مانده بردن نام محمدت

پا جای رد پای تو نگذاشته هنوز

دارم خیال حلقه ی زلف مُجعدت

نامم برای شیعه شدن بی بلوغ ماند

زیرا در انتخاب تو ماندم مرددت

شرمنده ام که مثل تو شفاف نیستم

من با امام عصر خودم صاف نیستم

مجنون رهش به کوچه ی لیلا نمی خورد

رفتار ما به شیوه ی تقوا نمی خورد

حتی به گرد راه عبورت نمی رسیم

وقتی به ما مسیر تو مولا نمی خورد

تا کاملاً به تو ایمان نیاوریم

این جشن ها به درد تو آقا نمی خورد

ما در حصار کنگره ی عقل مانده ایم

این حرف ها به درد دل ما نمی خورد

صدها مقاله هم که شود دکترین ما

این گفتمانِ بی عمل امضا نمی خورد

وقتی جدا دیانت ما از سیاست است

آئین ما به جز به کلیسا نمی خورد

باور نمی کنیم مدیریت تو را

یعنی ولایت تو به دنیا نمی خورد؟

وقتی که تو صباح و مسا گریه می کنی

پرسش نمی کنیم چرا گریه می کنی

آقا به خانه ی دل ما در نمی زنی؟

یک بار هم به خانه ما سر نمی زنی؟

سر می زنی و توشه ی ما پشت در نهی

دستی به سر به شیوه ی حیدر نمی زنی

فرعون نفس بسته ره ما به سوی تو

ما را نهیب نعره خیبر نمی زنی

دیگر خبر ز بارش رحمت نمی رسد

آبی به چهره های مکدّر نمی زنی

بت های کعبه باز رجز خوان شدند علی

پایی دگر به دوش پیمبر نمی زنی

وقتی هنوز "یا ولدی" می رسد به گوش

دستی به نعش پاره اکبر نمی زنی

حالا که وقت ماه گرفتن رسیده است

آیا سری به کوچه مادر نمی زنی

آقا به خاطر دل زهرا ظهور کن

از تاق نصرت دل ما هم عبور کن

عالم در انتظار حضور مقدست

کی می رسد زمان ظهور مقدست

در جاده های خشک به امّید روز سبز

خضر است در مسیر عبور مقدست

خورشید هر سحر به امید تو می دمد

شاید رسد به سایه ی نور مقدست

ایوب مات و سر زده از بردباری ات

زینب شریک قلب صبور مقدست

آقا هنوز دست علی بسته مانده است

وا کن گره به اخم غرور مقدست

وقتی که ذوالفقار برون آید از نیام

هر سو رهاست نغمه ی صور مقدست

روزی که انتقام کشی از بت بزرگ

دل هاست عهده دار سرور مقدست

تا در نماز دست دعا می کنی بلند

پیوسته نام فاطمه را می کنی بلند


 



نوع مطلب : امام زمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
بانك اشعار روضه
پاسخ شما :