نسیم وصل
دوشنبه 13 آذر 1391

طشت طلا و چوب و لب وآیه و شراب

خاکستر وغبار ره و خون وآفتاب

در حیرتم که از چه نرفتی زمین فرو؟

ای وای من چگونه نشد آسمان خراب؟

در پای طشت دختر زهرا.نریز اشک

هرگز کسی نریخته در بزم می گلاب

لب ها ترک ترک زعطش روی هر لبی

انگار نقطه نقطه نوشته است آب آب

آوای وحی وحنجر خشک و لب کبود

دیگر به او کنند چرا خارجی خطاب؟

با آن گلوی غرق به خون طشت گریه کرد

بر آن لب و دهن جگر چوب شد کباب

بر چرخ رفت شیون هشتاد و چار زن

انگار بود دیده آن سنگ دل به خواب

ای آسمان سوال من این است:دیوها

بازوی حور را زچه بستند در طناب؟

با لطف بی حساب پیمبر به امتش

والله شد به عترت او ظلم بی حساب

میثم یزید چوب زند بر لب حسین

این صحنه را چگونه تماشا کند رباب؟

غلامرضا سازگار



نوع مطلب : شام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

مبهوتم از نظاره طشت طلای تو

اینجا چرا کشیده شده ماجرای تو

تا اینکه جای بهتر از اینجا مکان کنی

دامن گرفته اند یتیمان برای تو

اندازه تقرب این چوب هم نبود؟

لبهای خشک دخترک با وفای تو

تفسیر آیه های نخستین مریمم

از کاف وها گذشته رسیده به یای تو

تو سعی میکنی که لبت خوب ادا کند

حق حروف حلقی خود را به جای تو

من سعی میکنم وسط جمعیت به من

با لهجه خودت برسد آیه های تو

لطیفیان



نوع مطلب : شام، کوفه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
بانك اشعار روضه
پاسخ شما :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic